التماس دعا ...

تعطیل شد

تا اطلاع ثانوی ...

 

 

 

 

پ ن 1 :

ممنون از لطف ِ همه ی دوستانی که حتی توی این مدتِ نبودنم در عرصه ی وبلاگنویسی، با نظراتشون منو تنها نذاشتن. به قول ِ یکی از رفقا؛ آدما همیشه نیاز به یه غار ِ تنهائی دارن ! و من بعد از دوران ِ سربازیم، مدتی رو توی غار ِ تنهاییم بودم...  به زودی برمیگردم.

 

 

پ ن 2 :

 آهــای غریـبه ! بیشتر از این طاقت ندارم موهات ُ کوتاه ببینم! خوب فکرکن... ما از قبل هم میدونستیم، درست زمانی که با هم زمزمه میکردیم:

 

 

دلم گرفته از دلــم، که از تو دوره

خاطره هات همیشه درحال ِ عبوره

چیزی ازم نمونده و هنوز میسوزم

یاد ِ تو مثله آتیشه، مثله تنوره

دردی که از تو بامنه مرد میخواد و

مردی که بی تو باشه از اهل قبوره

غُــباری که از تو نشسته روی قلبم

بارون چیــه! سیل نمیتونه بشوره

زخم که نــه! جدایی از تو دلخراشه

یاد ِ تو مثله خوره، مثله بوف ِ کوره !

چشمای تو دلبری کرد و دل ِ من رفت

طفلی هنوز دنبال ِ یه سنگ صبوره

تقصیر اون نیس، نگو تقدیر نگو قسمت

قصه ی بی وفایی، از خدا به دوره !

( ترانه سرا : امیر ارجینی )

 

 

 یاعلی

مجتبی - 14 آبان 1391 - 5:45 بامداد

 

 

 

/ 1 نظر / 19 بازدید
سید مجتبا حسینی

سلام با پستی مفصل به روزم: - روزی روزگاری «سرخه مهر» - «وسواس»! در شانزدهمین شماره «ماهنامهٔ تخصصی شعر کندو» - لینک سه کار کوتاه - ویراستاری کتاب «آموزش مقدماتی وزن به زبان ساده» - و... [گل]