خدا می داند !

+

زندگی بی تو چه سخت است، خدا می داند

تو همان عاقل و من مست، خدا می داند

دل به دریا زدم و غرقه ی دامت گشتم

دلم از حادثه ای جست، خدا می داند

بلکه از غم به دل ما ثمری نیز رسد

هرخبر هست ازاین دست، خدا می داند

اینکه صیادتویی صید منم، شاکی کیست؟

این که بازی زمانه ست، خدا می داند

هرچه از داغ دلم پیش تو گفتم بد شد

پشت پرده چه خبر هست، خدا می داند

باغ امّـید مرا دار زدی، سوزاندی

بایداین رخت ز اقلیم تو بربست، خدا می داند

 

( ابیات فرد ازمن، ابیات زوج از سحر شهدادی )

 

+

یه مدتی نیستم؛ یعنی نخواهم بود؛ یعنی نمیشه که باشم! اول اردیبهشت اعزام به خدمت مقدسم! ایشالا از آموزشی برگشتم به روز میکنم و ایشالا با حال و هوای بهتر و شعر که از نگاه تو میریزد!

 

+

میدونی؛ خودمم نمیدونم از کجاش بگم برات! از انواع و اقسام ممیزی ها، از اینکه حاضرشدم حتی توی اولین کتابم خیلی از کارهام که دوسشون دارم نباشه، ازاینکه انتشاراتی هم بدقولی کرد و حالا که من دارم میرم خدمت هنوز هم نسخه ای از کتابو تحویلم نداده، ازاینکه هنوز نمیدونم قراره چجوری برسه دست خیلی از دوستام، ازاینکه چقدر دوست داشتم نمایشگاه کتاب امسال موقع رونمایی کتابم توی غرفه ی انتشارات مرسل باشم، ازاینکه . . . اما یقین دارم که اوستاکریم خودش هوامو داره. اینم نمونه ی اول ِ طرح جلد :

یک وجب کوتاه تر- مجتبی علیمی

+

میخواستم تشکر کنم از همشهریم امیدمحمودی ِ عزیز که هرچند من نبودم تا بیشتر همو ببینیم اما همیشه لطفش شامل حالم شده. و از سید مجتبای دوست داشتنی که هنوزهم به شدت مشتاق دیدارشم و من از طرف خودم دعوتتون میکنم تا سیدمجتبی حسینی ِ عزیز رُ بخونین. با پست جدیدش یعنی قسمت این بود که من باتو معاصر باشم...

و دوستان پست مدرن سیدمهدی موسوی رُ از اینجا بخونین. و اینکه کامنتدانی استاد هم باز است.

 

+

یکی از ترانه هام که اینروزا ملکه ذهنم شده؛ خودمم نمیدونم چرا،اما بشدت دوسش دارم. دعامیکنم واقعا سرنوشت خوبی براش رقم بخوره :

چقدرسخته که اینقدرسخت میتونی

به من حسی که داری رُ بفهمونی

به من که قلبم از دوریت میگیره

بفهمونی کجا فکر ِ تو درگیره

. . .

 

+

خبر ویژه: افتتاح سایت کــافه تـرانه تا چند روز دیگه ...

چراغای رنگی، آدمای سنگی، سرفه و دلتنگی

تو کافه ی خالی، یه استکان چایی، کنار تنهایی

به همت دوستای  خوبم امید محمودی و آقای جعفری ِ عزیز  قرار شد که بالاخره سـایت کافه ترانه افتتاح بشه. امیدوارم محفل گرم و دوستانه ای برای همه ی اهالی ترانه باشه وبا نقدهای سازنده، آخرین اخبارهای ترانه ای، گزارش، مقاله، عکس و ... قدمی هرچند کوچک در پیشبرد رویکرد ترانه برداشته بشه. اینم میدونم که دوستام در طراحی این سایت همه ی تلاششون ُ کردن و باید منتظر اتفاقای نو باشیم. همینجا از همه ی اهالی ترانه دعوت میکنم تا روز افتتاحیه به کافه ترانه بیان دورِ هم باشیم (هرچند من اونموقع سربازی میباشمخنثی)  راستی، ایده های جدید! لطفا هرکس ایده ای، نظری درمورد افتتاح سایت داره یا همینجا بگه یا از طریق اینجا به امید محمودی بگه. ممنون.

 

افتتاح سایت کافه ترانه

 

 

+

بعد نوشت :

(( یک وجب کوتاه تر )) رُ میتونین در نمایشگاه کتاب امسال - از 13 تا 23 اردیبهشت - در غرفه ی انتشارات مرسل خریداری کنید.

دوستان ِ اهل کاشان میتونن از 23 اردیبهشت به بعد از خانه کتاب ِ کاشان خریداری کنن.

دوستان ِ اهل تهران و اصفهان ایشالا تا آخر اردیبهشت خبر میدم که چطوری میتونن کتاب رُ تهیه کنن. (چون پس فردا عازم خدمتم)

فروش اینترنتی هم خواهیم داشت که ازاول خرداد ماه  ازطریق همین وبلاگ و برخی سایتها مثل سایت انتشارات مرسل انجام خواهدشد.

یه تشکر ویژه از سیدمجتبا حسینی ِ عزیز، بخاطر لوگوی زیبایی که برام ساخت.

و در آخر یه بار دیگه همه ی اهالی ِ ادبیات رُ دعوت میکنم تا روز افتتاح سایت کافه ترانه اونجا باشن. 

 

سیدمهدی موسوی قبول زحمت کرد و مسئولیت بخش ( غزل پست مدرن ) سایت کافه ترانه رُ قبول کرد.

 

 

درآخر ؛ هرجای دنیایی دلم اونجاست ...

 

 

(( التماس دعا ))

 

/ 0 نظر / 32 بازدید